بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
560
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و ليكن در عرف اطبا هر چيزى كه چون وارد شود بر بدن فسادى عظيم كند خواه بخاصيت و خواه به كيفيت غالبه و خواه بهر دو و اين فساد خواه كه نسبت بمزاج تمام بدن باشد و خواه نسبت بمزاج روح تنها و خواه نسبت بمزاج عضوى مخصوص آن را سم گويند زيرا كه هر كيفيتى كه بمرتبه رابعه رسد فعل سم آن ظاهر مىشود و ترياق در مقابل اين بود يعنى آنست كه چون وارد شود بريدن تقويت بدن و دفع سميت و مضرت سموم كند خواه بخاصيت و خواه به كيفيت غالبه و خواه بهر دو تقويت خواه كه نسبت با تمام بدن باشد و خواه نسبت با روحى از ارواح ثلاثه و خواه نسبت با عضوى از اعضا و هريك ازين سم و ترياق سه نوع بود نباتى و معدنى و حيوانى اما سموم حقيقه نباتى كه هنديان جمله آن را بس و بسى و مهورا و كيدارو بيونت نامند آنچه مجربست افعال آن يازده است هندى و به طريقى كه بحكماى هند تحقيق هريك كرده و نام نهاده و بيان حالات آن نمودهاند اينجا ثبت مىشود سنگيا بيخىست در لون و هيئات بشاخ آهو بره ماند و آن در كوه كيدار پريت كه ميان هند و خطاى واقع است مىباشد و قوت اعلاى آن بمرتبهايست كه اگر تس آن كنند عرق تن بدان آلوده شود و يا بر زبان رسانند در ساعت سرايت كند و هلاك سازد بواسطهء متكيف شدن روح ملاقى جلد از ان و فرار كردن به طرف مبدا و منشاى خود كه آن دلست و فاسد ساختن روح حيوانى را اندر دل و يا فرار نمودن روح از كيفيت آن و مختص شدن يا بيرون رفتن از دل چنانچه در افراط اعراض نفسانى دانسته شده و حكماى هند امتحان قوت امتحان قوت بدان كنند كه بر شاخ گاو شير دارد تعليق كنند و بدوشند اگر بجاى شير خون آمدن گيرد بغايت به قوت بود و الا بهترين سينگيا آن بود كه به وزن گران باشد و چون بشكنند درون آن سياه و براق و صلب بود و گاه باشد كه درون آن مائل بسرخى نيز يا سفيدى تيره يا زردى بود و نقاط سياه دارد و باشد كه بر روى آن چيزى همچو سحيق طلق يا كافور پديد آيد و سرخ آن اقوى آن زرد و سفيد باشد و زرد اقوى از سفيد بود و از جمله سموم نباتى و غير نباتى سينگياى سياه اقوى باشد و گويند كه اگر آن را بر ركاب مالند از برون موزه راكب سرايت كند و اين قسم كمياب بود و آنچه يابند حكما و سلاطين هند به كسى نهدهند